X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391
توسط: edwin

ایــنــگــونــه بــود

رویا نبود یا یک خواب نه حتی نقش گونی افتاده بر آب 

من بودم و تو دو بیگانه دو محتاج 

و فاصله ای که بود میان و من تو نازکتر از یک تار مو  

در چشمانت دیدم انچه را که هیچ جای دیگر ندیده بودم 

در چشمانم خواندی انچه را که هیچ کس دیگر نخوانده بود 

صدایت کردم در پشت پنجره تاریک تنهاییت خورشید دمید  

صدایم کردی در پشت پنجره خشک تنهاییم نهالی تازه رویید 

و اینگونه بود که عشق اغاز شد ساده و صمیمی و ساکت 

اینگونه بود که عشق اغاز شد و پس از ان یک لحظه یک نفس از من جدا نبوده ای و هیچ در خاطرم نیست که پیش از تو چگونه بود زندگی سایه ای گمشده در تیرگی ها یا نقش گونی در اینه  

هیچ در خاطرم نیست.

نظرات (2)
سیما
یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 21:58
چه مطالب بی عاشقی دارید شما
پاسخ:
لطف دارید
امتیاز: 0 0
صوفیا
چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 20:32
یا علی گفتیم و عشق اغاز شد!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

کد موزیک برای وبلاگ


کد کج شدن تصاویر